گیاهی ترین AnzanDigital فروشگاه

تاریخ و افتخارات

به سال ۱۳۰۵می رویم زمانی که آقای عبدالحسین دهقان که یکی از تجار بنام شهرمان بود اقدام به خرید دو دستگاه ژنراتور برق نمود و آنها را در خیابان سعدی نصب کرد تا برق قسمتهایی از خیابان زند – چهار راه مشیر -شهرداری و تعدادی از منازل مسکونی تجار و مسئولین معروف و سرشناس شهر را تامین نماید . چند سالی گذشت و با اضافه شدن ژنراتورها مسئولیت اداره آنها هم مشکل تر گردید و به همین منظور موسسه چراغ برق تاسیس شد که مدیر عاملی آن هم با شخص آقای دهقان بود . این کارخانه کارگرانی هم داشت که در زمین های اطراف کارخانه و در اوقات فراغت اقدام به بازی فوتبال که چند سالی بود رواج یافته بود می نمودند . یکی از کارمندان علاقه مند موسسه چراغ برق – مرحوم نعمت اللهی بود که اقدام به جمع آوری بازیکنان مستعد و تشکیل تیم نمود . در سال ۱۳۲۵ بود که تیم برق شیراز به سرپرستی مرحوم نعمت اللهی و مربیگری بهادر قهرمانی اعلام موجودیت کرد . اتفاقا این تیم به یکی از تیمهای فوتبال خوب شیراز تبدیل شد و از آنجائیکه اکثر مسابقات استانی خود را می برد بعضا به عنوان نماینده شیراز به خارج از استان نیز اعزام می گردید . در مسابقات کارگری کشوری نیز همواره موفق بود . سالها گذشت و دولت تصمیم گرفت وزارت خانه ای به نام وزارت آب و برق ایجاد نماید و تمامی تاسیسات خصوصی یا دولتی برق که در گوشه و کنار کشور ایجاد شده بود را زیر پوشش خود درآورد . این وزارت خانه تشکیل شد و قرار شد در برخی از استانها – شرکتی تاسیس شود به نام شرکت برق منطقه ای که مسئولیت کلیه امور برق مناطق تحت پوشش خود را بر عهده گیرد . در سال ۱۳۴۵ شرکت برق منطقه ای فارس تشکیل گردید و مسئولیت انجام خدمات در مناطق فارس – بوشهر و کهگیلویه و بویر احمد را بر عهده گرفت و کارخانه چراغ برق نیز طی مصویه هیات دولت از شهرداری به برق منطقه ای واگذار شد . طی سالهای ابتدایی تاسیس – مدیران شرکت مخالف راه اندازی مجدد تیم فوتبال بودند و تیمداری را از وظایف و ماموریتهای این شرکت نمی دیدند . در سال ۱۳۴۸ و بعد از اینکه نصرت اله روحانی که مدیری ورزشدوست بود سکان مدیریت شرکت برق منطقه ای فارس را بر عهده گرفت به همت آقای جعفر بهنام تیم فوتبال برق مجددا احیا شد .
سال ۱۳۵۰ بود که فدراسیون دستور داد که تیمها برای شرکت در جام تخت جمشید باید به باشگاه تبدیل شوند از اینرو تیم فوتبال برق هم به باشگاه برق تغییر هویت داد و آقای مهندس بیژن به عنوان اولین مدیر عامل باشگاه برق معرفی گردید . برق در مسابقات جام تخت جمشید و سایر مسابقات خوش درخشید و به یکی از تیمهای بنام کشور و اولین و محبوب ترین تیم جنوب کشور تبدیل شد تا جائیکه حتی از مناطق دیگری مثل هرمزگان – کرمان – بوشهر و حتی خوزستان هوادار داشت . بازیکنان بزرگی را تربیت و به جامعه فوتبال ایران معرفی نمود .
انقلاب که شد همه فعالیتها تا حدودی مختل گردید از جمله فوتبال – اما با گذشت چندین ماه از انقلاب روند طبیعی فعالیتها دوباره آغاز شد اما انگار مسئولین جدید و انقلابی برق منطقه ای فارس به هیچ عنوان حاضر نبودند به قول خودشان پول بیت المال را هدر بدهند و صرف هزینه های تیمداری نمایند . به همین دلیل بود که فعالیتهای باشگاه برق دوباره متوقف شد . اینبار مرحوم عزیز پیروانی نگذاشت چراغ برق به کلی خاموش شود با کور سویی آنرا روشن نگه می داشت . بچه ها را دور هم جمع می کرد و بعضا آنها را با هزینه شخصی روانه میدانها می نمود . چند سال به سختی گذشت انجمن اسلامی برق فارس مثل انجمن اسلامی سایر نهادها تشکیل شد و قدرت خوبی هم در شرکت داشت . صالحی که آنروزها سرمربی تیم – کارمند شرکت برق منطقه ای و همچنین نماینده کارگران شرکت بود به یکی از اعضاء انجمن اسلامی مراجعه کرده و اهمیت موضوع را برای او توضیح داد . این عضو انجمن قول داد که موضوع را در جلسه انجمن اسلامی مطرح نماید . جلسه انجمن اسلامی تشکیل شد که اتفاقا یکی از اعضاء آن هم مهندس مشفقیان مدیر عامل فعلی شرکت برق منطقه ای فارس بود . صالحی هم به جلسه دعوت شده بود . صحبتهای زیادی شد و موافقین و مخالفین اظهار نظر کردند . یکی از مخالفین احیاء مجدد باشگاه برق هم مهندس مشفقیان بود اما تشکیل مجدد باشگاه به اتفاق آرا تصویب شد و با تائید آیت اللهی مدیر عامل وقت شرکت – قرار شد باشگاه زیر نظر انجمن اسلامی اداره شود . آقای متحد که هم عضو انجمن اسلامی بود و هم فردی ورزشدوست بود به عنوان مدیر عامل جدید باشگاه معرفی و مقرر گردید فعالیت باشگاه در همان زمین قبلی (محل فعلی باشگاه) با هزینه های اندکی که از طرف شرکت برق منطقه ای فارس تامین می شد آغاز گردد . طی این سالها زمین چمن باشگاه به زمین خاکی تبدیل شده بود و محوطه باشگاه هم به انباری برای اموال زائد و اسقاط شرکت بدل گشته بود . با کمک متحد – اموال اسقاط و زائد از محل بیرون برده شد و فنسها و سیمهای خاردار دور محوطه ( آن زمان هنوز دیوار کشی نشده بود) تعمیر شد . حال باشگاه برق بدل شده بود به یک زمین بزرگ خاکی که هیچ گونه تاسیساتی نیز در آن وجود نداشت . اولین کار لازم – احداث و تعمیر زمین چمن بود . صالحی از متحد درخواست کامیون نمود . تمامی بازیکنان و علاقه مندان و البته تعدادی از کارگران شرکت را بسیج کرد و در یک روز تعطیل باتفاق هم راهی مرغزارهای اطراف پل خان گردیدند . بازیکنان با غیرت و متعصب تیم اقدام به کندن مرغهای اطراف رودخانه با ریشه و خاکهای اطراف آن کرده و در کامیون جای می داند تا روز بعد اقدام به کاشتن آنها در زمین باشگاه گردد . اینچنین بود که زمین چمن باشگاه برق شکل گرفت .
چندین سال گذشت تا اینکه متحد بنا به دلائلی از سمت خود کنار رفت . مسئولان شرکت از صاحی که مدیری ورزشی بود دعوت به عمل آوردند که در عین حال اینکه سرمربی تیم هست مدیر عامل باشگاه هم باشد اما او هر دو پست را با هم نپذیرفت . از سرمربیگری تیم استعفا داد و مدیریت باشگاه را قبول کرد . صالحی با همکاری واحد ساختمانی شرکت اقدام به ایجاد دو طبقه ساختمان اداری فعلی در باشگاه نمود که دیگر نیازی نباشد از محل کار خود خارج شود . اکنون دیگر جنگ تمام شده بود و دولت سازندگی مشغول فعالیت بود . وزارت نیرو به سان سایر وزارت خانه ها اقدام به جدا سازی واحدهای مختلف از بدنه خود نمود تا در آینده به خصوصی سازی اقدام شود و بدنه دولت کم حجم گردد . از سال ۱۳۷۲ شرکت برق منطقه ای فارس نیز شروع به جداسازی قسمتهای مختلف از بدنه خود و تاسیس شرکتهای متفاوت نمود که تا سال ۱۳۷۴ اینکار ادامه داشت و ۱۳ شرکت و موسسه از بدنه شرکت اصلی جدا گردیده و بصورت مستقل و البته اقماری اداره می شدند به این ترتیب که رئیس مجمع هر ۱۳ شرکت مدیر عامل شرکت برق منطقه ای فارس بود اما شرکتها هر کدام مدیر عامل و اعضاء هیات مدیره جداگانه ای داشتند که اتفاقا توسط رئیس مجمع هم انتخاب می شدند .
یکی از موسساتی که در آن روزگار تاسیس شد – موسسه فرهنگی ورزشی برق شیراز بود که به مدیر عاملی آقای مهندس اکبری تشکیل گردید . الآن دیگر باشگاه شخصیت حقوقی جدیدی پیدا کرده بود و مستقل اداره می شد . هیات مدیره تصمیم گرفت مطابق اساسنامه جدیدش علاوه بر تیمداری – ورزش کارکنان شرکت را هم سر و سامان دهد به همین دلیل اقدام به طراحی و ایجاد ساختمان استخر و سونای سرپوشیده و همچنین سالن چند منظوره و دیوارکشی دور محوطه باشگاه نمود که البته چندین سال به طول انجامید و در این بین تعدادی از اعضاء هیات مدیره و مدیر عامل باشگاه هم تعویض گردیدند . حالا دیگر می شد باشگاه برق را یک باشگاه واقعی دید . باشگاهی با هیات مدیره و مدیر عامل مستقل – مجموعه ورزشی مناسب و حمایت کافی از سوی شرکت برق منطقه ای فارس و مدیر عامل ورزشدوستش آقای مهندس فتوره چی .
در این سالها یکبار از لیگ یک (هنوز لیگ برتر تشکیل نشده بود) سقوط کردیم که به همت و تلاش مهندس اکبری – مرحوم حسن منجمی – محمد عباسی و بازیکنان متعصب آن زمان و صد البته حمایتهای بی دریغ و همه گونه مدیر عامل برق منطقه ای فارس توانستیم دوباره به لیگ ۱ صعود نمائیم . مهندس فتوره چی در جلسه ای و پس از سقوط تیم به لیگ ۲ در جمع مدیران باشگاه گفته بود من همه گونه همکاری و پشتیبانی لازم را از تیم می کنم – بودجه مورد نیازتان را هم تخصیص خواهم داد وای به حالتان اگر تیم سال دیگر به جایگاه خود باز نگردد .
در سالهای بعد و با بروز اختلاف بین اکبری و بصیرت که یکی از اعضاء هیات مدیره تاثیر گذار باشگاه بود – اکبری کنار گذاشته شد و مجددا صالحی به عنوان مدیر عامل انتخاب گردید . صالحی اینبار عملکرد متوسطی داشت تا سال ۱۳۸۵ که مهندس مشفقیان به عنوان مدیر عامل شرکت برق منطقه ای فارس انتخاب شد . اولین اقدام مشفقیان – انتصاب شایسته نیا به عنوان یکی از اعضاء هیات مدیره باشگاه بود و از آنجائیکه در جلسات خصوصی به او قول مدیر عاملی باشگاه را داده بود عاملی شد که همواره مقابل صالحی قرار گیرد و در پی مچ گیری از او . اختلافات این دو نفر در حال اوج گیری بود و نتایج باشگاه هم ضعیف و ضعیف تر می شد تا جائیکه روزی صالحی به دفتر مشفقیان فرا خوانده شد و از او خواسته شد که استعفا دهد . صالحی پذیرفت اما با این شرط که مبلغی را که هیات مدیره سالیانه به او به عنوان حق فنی می داد و در سال ۱۳۸۵ توسط مشفقیان جلوی پرداخت به او گرفته شده بود به وی پرداخت نمایند . صالحی استعفا داد اما به مقصودش نرسید و تنها یک سوم آن مبلغی را که درخواست نموده بود به او دادند . در این میان آبهشت از سوی دکتر غفوری فرد و مهندس روزیطلب نماینده وقت مجلس به مشفقیان معرفی شد . مشفقیان که از شایسته نیا به دلیل تقابل زودهنگام با صالحی مکدر شده بود اینبار تصمیم گرفت آبهشت را به عنوان مدیر عامل معرفی کند . شایسته نیا که به نیت خود که همان رسیدن به پست مدیر عاملی باشگاه بود نرسیده بود با یاس و ناامیدی و سردی به کار خود ادامه می داد . در این مدت فرد دیگری هم از طرف فرماندار وقت – جناب سرهنگ عزیزی به مهندس مشفقیان معرفی شد . سنبه این فرد بسیار پر زور بود و حمایت کنندگانش بسیار قوی و قدرتمند . این فرد کسی نبود جز سرهنگ فلاح . اما تنها چند ماهی بود که از انتصاب آبهشت می گذشت و مشفقیان نمی توانست فلاح را جایگزین او نماید . باید حداقل تا انتهای فصل صبر می کرد و فشارها را تحمل می نمود لذا او را به عنوان عضو هیات مدیره برگزید . در این بین فلاح هم ساکت ننشست و مدام با بازیکنان و اعضاء هیات مدیره رایزنی می کرد تا جائیکه از طرف آبهشت به توطئه محکوم شد . در این فصل اتفاق دیگری هم افتاد . وزارت نیرو که ظاهرا به سرنوشت باشگاه برق علاقه مند !!! شده بود خواست که نماینده ای در هیات مدیره باشگاه داشته باشد . به همین منظور معاون وزیر نیرو و مسئول ورزش وزارت خانه آقای مهندس یوسف پور به عنوان رئیس هیات مدیره باشگاه منصوب گردید . حضور او در ابتدا بارقه هایی از امید در اذهان طرفداران تیم برق به وجود آورد و این امید را زنده کرد که ظاهرا وزارت نیرو با این اقدام قصد دارد تنها نماینده اش در لیگ برتر را حمایت کند .
بالاخره فصل تمام شد و آبهشت به هر طریقی که بود تیمی را که صالحی مقدمات بستن او را فراهم نموده بود به منزل رساند . بعد از پایان فصل جلسات متعدد هیات مدیره برگزار شد . از یک طرف فلاح برای مدیر عامل شدن و از راههای مختلف مشفقیان را تحت فشار گذاشته بود و از طرف دیگر رئیس جدید هیات مدیره که مسئولیت بالائی هم در وزارت نیرو داشت به جای حمایت از تیم ساز خصوصی سازی را نواخت و این مقدمه ای شد برای به حاشیه رفتن باشگاه و شروع مشکلات .
بعد از رایزنی های زیاد و علی رغم اینکه تنها نه ماه از منصوب شدن آبهشت می گذشت ، سکان هدایت باشگاه به سرهنگ فلاح که قبلا سابقه مدیریت در باشگاه مرصاد را داشت رسید . هیات مدیره باشگاه تصمیم به بکارگیری سرهنگ یاوری مربی باسابقه فوتبال کشور را داشت و البته این تصمیم مخالفینی هم داشت . عده ای معتقد بودند که این مربی کارکشته سالیان سال است که از میدانها به دور بوده است اما موافقین اعتقاد داشتند که وی تنها کسی است که می تواند برق را به سر منزل مقصود برساند . بالاخره یاوری که سه سالی بود در جایی مربیگری نکرده بود به شیراز آمد و پس از شرکت در جلسه هیات مدیره و البته ارائه برنامه ای سه ساله به عنوان سرمربی تیم انتخاب گردید . آن فصل هم پر بود از تنش و ناسازگاری ها بطوری که بارها بین فلاح و شایسته نیا شکرآب شد و همین مشکلات بر روی عملکرد باشگاه تاثیر می گذاشت . البته یاوری توانست فصل را با مدیریت خوبش با موفقیت پشت سر بگذارد و تیم برق را صاحب مقام ششم در لیگ برتر کند . این جایگاهی بود که مدتها برقیها منتظر رسیدن به آن بودند . در همین فصل بود که یاوری به عنوان مدیر فنی تیمهای ملی به فدراسیون دعوت شد اما بعد از مدتی دوباره به برق بازگشت .
فصل که تمام شد – هیات مدیره به انگیزه فراهم آوری مقدمات برای شروع لیگ بعدی تشکیل جلسه داد . یاوری برنامه خود را ارائه نمود و نفرات جدید خود را نیز مشخص کرد . اگرچه لیست یاوری شامل بازیکنانی بود که بعضا گرانقیمت بودند و ممکن بود با بودجه محدود برق جور در نیایند – اما هیات مدیره تصمیم گرفتند مجددا سکان اداره تیم را به یاوری بسپارند . این تصمیم یک مخالف آنهم از نوع شدید داشت . فلاح مدیر عامل باشگاه که مدعی بود یاوری در امور مدیریتی او دخالت می کند با این تصمیم مخالف بود . او بعد از صحبتهای متعدد و رایزنی های مکرر – اعضای هیات مدیره را قانع نمود که دور یاوری را خط بکشند و محمد عباسی را به عنوان سرمربی انتخاب نمایند . این تصمیم اگرچه برای برخی از اعضای هیات مدیره خوشایند نبود اما پذیرفته شد و فلاح مسئولیت این تصمیم گیری را بر عهده گرفت . تیم بسته شد و اتفاقا در حالی که هیچ کس امید به موفقیت آن نداشت در هفته های ابتدایی نتایج شگفت انگیزی را کسب کرد و حتی چند هفته ای صدر جدول را در اختیار داشت . زمانی که مصدومیتها آغاز شد و بعضی از بازیکنان به انحاء مختلف مصدوم شدند دیگر جایگزین معادلی برای آنها روی نیمکت پیدا نشد . داریوش یزدانی در نیم فصل از تیم جدا شد و همین عوامل باعث شد که روزگار برق روز به روز سیاه تر شود .
باز درگیری ها و اختلاف نظرها شروع شد . عده ای مسئولیت شکستها را متوجه مدیر عامل می دانستند – عده ای دیگر سرمربی تیم را مسئول بروز فاجعه می دانستند . عده ای بروز این همه مصدومیت را از عدم بدنسازی مناسب بهنام زارع مربی بدنساز تیم می دیدند – عده ای هیات مدیره را مقصر می دانستند که اجازه فروش داریوش یزدانی را صادر نموده است . عده ای هم خود داریوش را مقصر می دانستند که در این شرائط بحرانی و به خاطر پول تیمش را تنها گذاشته و رفته – عده ای چشم بد و عده ای هم جادوگران را مقصر عدم نتیجه گیری می دیدند – عده ای سیاستهای دکتر خدابخش مدیرکل تربیت بدنی وقت را باعث عدم نتیجه گیری عنوان می کردند و عده ای هم عامل همه این مصیبت ها را یوسف پور که بحث خصوصی سازی را علم کرده بود می دانستند و در نهایت عده ای هم وزارت نیرو و برق منطقه ای را مسبب همه این احوالات می دیدند که بودجه محدودی را در اختیار تیم قرار داده است .
هیات مدیره آخرین تیرهای ترکش خود را رها کرد و اقدام به تعویض سرمربی نمود – حتی صحبتهایی هم با کربکندی انجام داد اما در آخرین لحظات فرشاد پیوس از وزارت نیرو به عنوان گزینه مربیگری به مسئولین برق منطقه ای پیشنهاد شد . در ابتدا هیات مدیره و بالاخص شخص فلاح زیر بار این گزینه نرفتند اما با فشار مسئولین برق منطقه ای که از وزارت نیرو نشات می گرفت مجبور شدند وی را به عنوان سرمربی تیم معرفی نمایند . پیوس هم چهار هفته میهمان تیم بحران زده برق بود که تنها توانست یک امتیاز را نصیب برقیها کند . اینبار هیات مدیره بدون مجوز وزارت نیرو وارد گود شد و پیوس را خلع کرد و کربکندی را به عنوان سرمربی تیم انتخاب نمود . کربکندی هم نتوانست در هفته های باقیمانده کاری از پیش ببرد و در نهایت هم فوتبال شیراز را به فوتبال روستائی تشبیه کرد و رفت .خلاصه با همه اختلافات و زیر و زبرها فصل تمام شد و در حالی که هواداران با چشمانی اشکبار تیم محبوبشان را بدرقه می کردند این تیم راهی لیگ یک گردید .
پس از پایان این فصل غم انگیز و پر تنش مجددا هیات مدیره تشکیل جلسه داد و با حمایت از فلاح او را در پست خودش ابقا نمود و از او خواست که تمامی تلاشش را برای صعود مجدد به لیگ برتر بنماید . فلاح دست بکار شد و تیمش را بست و کلانتری را نیز به عنوان سرمربی تیم انتخاب نمود . غلامحسین پیروانی هم به عنوان مدیر فنی تیم منصوب گردید . تیم در آن فصل نتایج بدی را نگرفت و تنها بلحاظ تفاضل گل در بازی آخر از راهیابی به مسابقات پلی آف باز ماند این در حالی بود که با سقوط تیم به لیگ یک بودجه تیم بسیار تقلیل یافته بود و این سال شروع فشارهای مضاعف وزارت نیرو برای فروش باشگاه نیز بود .
پس از پایان فصل ، هیات مدیره برای جوابگویی به افکار عمومی در پی این ناکامی ها تنها راه خود را عزل فلاح دید و از اینرو کورش امامی فر مسئول کانون هواداران باشگاه و یکی از مدیران شرکت آبفای شیراز که مهندس اردکانی عضو هیات مدیره باشگاه در راس آن بود را به عنوان مدیر عامل جدید انتخاب کرد و از فلاح جهت خدمات چند ساله تشکر و قدردانی نمود . این اقدام هیات مدیره که با تائید و تنفیذ مشفقیان رئیس مجمع باشگاه همراه بود مورد اعتراض شدید فلاح واقع گردید تا جائیکه حاضر به شرکت در مراسم تودیع و معارفه نشد و حتی اقدام به انجام مصاحبه جنجالی معروف خود با ایسنا و سایر خبرگزاریها کرد .
امامی فر شروع پر طمطراقی داشت . او با عقد قراردادهای کلان با مربیان بنام و بازیکنان نامی قصد داشت تیم را یکساله به اوج برساند اما غافل از اینکه عدم حمایت مالی وزارت نیرو از یک طرف و حاشیه سازیهای فلاح از سوی دیگر عمر مدیریتی این مدیر جوان را کوتاه خواهد کرد . هنوز فصل به انتها نرسیده بود و تیم هم اوضاع مناسبی نداشت که دوباره اقدامات مدیریتی !!! رئیس مجمع همه را شگفت زده کرد . مدیر عامل و تمامی اعضاء هیات مدیره باشگاه عوض شدند . آبهشت دوباره به سکان مدیریت باشگاه بازگشت و چهار نفر عضو جدید هم به هیات مدیره آمدند . بازار حرفها و حدیثها و حاشیه ها دوباره گرم شد . صحبت در مورد تصمیمات خلق الساعه رئیس مجمع و انتخاب بنگاه دار و محضردار به سمت هیات مدیره باشگاه نقل محافل ورزشی بود . اما هیات مدیره و مدیر عامل جدید – بدون توجه به حواشی -اقدام به فعالیت نمودند و با انتخاب حسین زاده به عنوان سرمربی – توانستند تیم را در لیگ یک نگه دارند .
بعد از پایان این فصل دوباره تنشها و اختلافات بالا گرفت . هیات مدیره دو دسته شد . دسته ای به زعامت حیدرعلی کامیاب کوس تکروی مدیر عامل سردادند و اینکه مشفقیان از تیم حمایت نمی کند و اگر مسئولیت به ما می دادند چنین می کردیم و چنان و گروه دیگر هم که متشکل از مدیر عامل و رئیس هیات مدیره باشگاه بود همچنان کار خود را می کردند . آنان با انتخاب شکاری به عنوان سرمربی تیم ، فصل را شروع کردند .
شکاری اقدام به جذب جوانانی بی ادعا و بی نام نشان و با قراردادهای اندک نمود . فصل جاری همراه بود با اعلام فروش و انجام مزایده فروش باشگاه که اتفاقا شکاری هم در آن شرکت جست اما به دلائلی مزایده ابطال گردید و وزارت نیرو مجددا وظیفه حمایت مالی هر چند اندک از تیم را تا پایان فصل بر عهده گرفت . تنشهای موجود – بحث فروش باشگاه – عدم حمایت مالی وزارت نیرو – وضعیت مالی نامناسب شرکت برق منطقه ای فارس – جوانگرایی بیش از حد شکاری و عدم تجربه مناسب وی در لیگ و برخی از عوامل دیگر موجب سقوط دردناک دیگری شد . اینبار به لیگ دو کشور . هواداران تاب نیاوردند و به زمین و زمان ناسزا گفتند . شکاری – آبهشت – مشفقیان و آیت اللهی منظور نظر و مسبب بروز این مشکلات از سوی هواداران شناخته شدند .
بعد از پایان فصل ، استاندار شخصا وارد میدان شد و هواداران را امیدوار نمود که مشکل این باشگاه مردمی را بر طرف خواهد کرد . ولوله ای در هواداران بوجود آمد و شوری مجدد ایجاد شد . فارسی آمد و تیم را در اختیار گرفت . استاندار ، مسئولین جدید باشگاه را معرفی کرد . کامیاب سخنرانی نمود و قولهایی داد که هواداران را تا عرش برد . حالا دیگر سکان تیم در اختیار کسی قرار گرفته بود که در هنگامی که عضو هیات مدیره بود ایراد می گرفت و از نداشتن اختیار کافی سخن می راند . از برنامه های فوق العاده خودش سخن می گفت که اگر اختیار داشت باشگاه را بر عرش می رساند . دوباره این مسائل تکرار شد . برنامه های آنچنانی – قولهای پر زرق و برق – وعده های خطیر . کسانی که آن موقع دستی بر آتش داشتند و مسائل را رصد می نمودند و کمی هم واقع بین بودند دوستانه به وی هشدار می دادند که این ره که تو می روی به ترکستان است اما کو گوش شنوا . بالاخره کارهای مقدماتی انجام شد و امتیاز موسسه فرهنگی ورزشی برق شیراز مشتمل بر پنج تیم فوتبال و یک تیم فوتسال به آقایان واگذار شد و مالک جدید اقدام به خرید امتیاز یک تیم دسته یکی برای برقیها نمود . دیگر نه از برق منطقه ای خبری بود و نه از مشفقیان – نه وزارت نیرو دخالت می کرد نه بودجه محدود در اختیار باشگاه قرار می داد . گوی و میدان بود و مالکین جدید . اما انگار مشکل جای دیگری بود و جغد نحس معضلات از آسمان باشگاه کنار نمی رفت . شروع خوبی در لیگ نداشتیم و نتیجه گیری های هفته های بعد هم نتوانست دل هوادارانی را که مدیر عامل باشگاه آنها را به اوج رسانده بود شاد و راضی نماید . اختلافات اینبار هم شروع شد . اختلافاتی که اینبار بین فارسی – منصوری – کامیاب و اکبری بوجود آمده بود . دوباره همان بحثهای همیشگی – کمبود بودجه – عدم حمایت مسئولین و ….. باعث شد که این فصل هم مجددا تیم به لیگ دو سقوط نماید و حسرت موفقیت باشگاه برق بر دل هواداران متعصبش بماند .

 

جمع آوری دوستداران فوتسال برق شیراز

 

افتخارات

بهترین تیم شهرستانی بعنوان نماینده ایران در تورنمنت بین‌المللی دیوار بزرگ چین ۱۳۵۶

بهترین تیم شهرستانی و بهترین خط دفاع ۱۳۷۳

قهرمانی جام حذفی ۱۳۷۶

نایب قهرمانی جام حذفی ۱۳۷۵

قهرمان اولین دوره جام اتحادیه کشور ۱۳۷۹

بهترین نتیجه تاریخ تیم برق شیراز برد ۶ بر صفر برابر استقلال رشت (داماش کنونی)۱۳۸۰

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه فرهنگی ورزشی برق شیراز است. طراح سایت: محمد اکبری

Powered by keepvid themefull earn money